صُبِ افـتو زده ای یار ، وَری راس آوو / عالـم آویـدنـه بیدار، وَری راس آوو / می چقه یاوو بخوسی که بیاین ری سَـرِت / تا نـَبـُردِنـتِ سَرِ دار ، وَری راس آوو گـنـــــا وه ی مـــــا



   نوروز   

نوروز اییای اُمرُو ، صوا ، آخر زمسونه بیو  

بندشک دورِ گندمل می بلبل ایخونه بیو

 

 

گل ور کشیده تا کمر ، زَنگُل در اُومَه سر و سر

 سر کاکُلل بسه کپر ، تاج بیابونه بیو

 

 غاچ برنجوکی خشه ، وقتی که چاله پر تشه

 دیَه دلم وَش نیکشه ، بسکی فراوونه بیو

 

 هم بال زرد گازرین ، هم کرم نوروزی ببین

 قافله کُشک مثل نگین ، ری اسب شیطونه بیو

 

 سر پیر ، گُل چاس ایپزه ، هم گز گزو پاشَ ایگزه

 هم کار گل روغن دزه ، چربیش که نیمونه بیو

 

 محشر گرفته دور اُو ، پر تا پر آویده گُروُ

 هر بــــانـــدی گیر شنو ، من اُوه بارونه بیو

 

 سه تشک سر پر شودرل ، می خال سر لوُ  دهترل

قلا حونی کموترل ، اُمروُز مهمونه بیو

 

 دهتر من رهَ بسه صف ، ایرن شوُهَ سی یه علف

 ری صورتل مثل صدف ، مُرواری غلطونه بیو

 

 سینۀ سفید مرمری ، بــــِر  زَ میون رو سری

 مهَ سر زده جلدی وری ، شوُ نور بارونه بیو

 

 گـــُه سی مِلوُ : گل گودری ، بی جیکه کن سراسری 

چاری شدَمبوُ نیتری ، یُو مهلی اعیونه بیو

 

  کُردک شَ کِرد چیپون ورش ، چمته شَ بس پر کمرش 

نی شَ نها او تی ترش ، ناشتاش پرُه نونه بیو

 

  ای پـــرپـــروک یارمهَ بجو ، هُمار من گوشش بگو

 عید بیوُ تی ایرجو ، سیت عیدی ایسُونه بیو

 

 

 استاد ایرج شمسی زاده

لینک
جمعه ۳٠ اسفند ،۱۳۸٧ - مسعود احمدزاده

   آن روی سکّه ی خانه مطبوعات بوشهر   

 هنوز در حال چشیدن حلاوت اتحاد اعضای خانه‌ی مطبوعات در مقابل فشارهای بیرونی بودیم که شروع اولین جشنواره خانه‌ی مطبوعات خبر از نمایش همدلی اعضا می داد و گفتیم شاید مانوری باشد از یکپارچگی مان در مقابل مخالفان ؛ اما نتایج و چگونگی تقسیم جوایز حیرت همه را برانگیخت ، ‌حرمت امامزاده را متولی آن نگه نداشت ، جواب حمایت اعضا از خانه‌ی مطبوعات را به گونه ای دیگر داد و من را بر آن داشت تا صحبتی داشته باشم با همکاران خبرنگارم در هیئت مدیره‌ی خانه‌ی مطبوعات .

برادرن هیئت مدیره !

 کارتان بسیار جالب بود . سکه ها را بین خودتان تقسیم کردید و کتری ها ماند برای دیگران . شما حتی مقام اول را اشتراکی کردید تا اختلافی در هیئت مدیره ایجاد نشود .

هیئت مدیره محترم !

 شما تا بحال در کدام جشنواره دیده بودید که مدیر اجرایی جشنواره خودش را  در مسابقه شرکت داده باشد و جالب تر اینکه مقام هم کسب و صد البته سکه هم دریافت کرده باشد . نمی دانم ؛ شاید شما هم تفکّرتان در مورد خبرنگاران مثل خیلی های دیگر باشد که با دادن چند کتری برقی تصور می کنید اذهان آنها را از کاری که کرده اید دور خواهید کرد .

هیئت مدیره گرامی !

 خدا کند این شایعه دروغ باشد که شما داوران ٢ ملیونی را با ۵ ملیونی عوض کرده اید تا ... . راستی داوران شما از ورزش هم چیزی می دانستند ؟ بعید می دانم . ضرری ندارد اگر نگاهی به سطل آشغال اتاقشان بیندازید ، شاید نوشته های ورزشی نویسان را آنجا پیدا کردید . البته شاید داوران هم گناهی نداشته باشند ، آخر تعداد شما و دوستان تان آنقدر زیاد بود که مقامی برای کس دیگری باقی نمی ماند .

آقایان هیئت مدیره !

 تا بحال اینچنین خودخواه ندیده بودیم‌تان . شاید هم تا به امروز نمی شناختیم‌تان . آری درست است نمی شناختیم‌تان . شما را همان مدیر کُلّی می شناسد که دعوتتان را برای اهدای جوایز نپذیرفت .

 شما سکه ها را بین خودتان تقسیم کردید اما آن روی سکه‌ی تان را خوب نشانمان دادید . 

لینک
پنجشنبه ٢٤ امرداد ،۱۳۸٧ - مسعود احمدزاده

   کیست زهرا ؟   

کیست زهرا ؟ کهکشانی منجلی

کیست زهرا ؟ کعبه عشق علی

لینک
جمعه ۱٧ خرداد ،۱۳۸٧ - مسعود احمدزاده

   عذر خواهی   

طبق تحقیقات بعمل آمده در رابطه با اتفاقی که در مطلب « نان » به آن اشاره شد ، حقایقی آشکار شد مبنی بر اینکه در وانت نیسان مورد نظر مقداری مواد مخدر وجود داشته که نیروی انتظامی بدلیل داشتن ماموریت وی‍‍‍‍‍ژه به سمت آن خودرو شلیک کرده بود . لذا بدلیل اطلاع رسانی نا صحیح ، ‌در این وبلاگ مطالبی نگاشته شد که ناخواسته نیروی انتظامی را مقصر این حادثه قلمداد کرد . به همین جهت متذکر می شوم این وبلاگ هیچ گونه هدفی جهت تشویش اذهان عمومی یا تخریب وجهه ی آن نیروی زحمت کش را نداشته و از تمام پرسنل محترم نیروی انتظامی که با دل و جان حافظ امنیت این کشورند به دلیل اشتباه سهوی خود عذر خواهی می نمایم و حق هر گونه دفاعیه ای را برای آن ارگان در این وبلاگ محفوظ می دانم .
لینک
یکشنبه ۱٥ اردیبهشت ،۱۳۸٧ - مسعود احمدزاده

   نان   

اینجا گناوه است با مردمانی که نانشان از دریاست و گرفتار مافیا . با مردمانی که هنوز باور ندارند رئیس جمهورشان زیر حرفش زده باشد برای امرار معاش این مردم . گناوه با مردمانی قانع که سالهاست به همین اندک آذوقه قانع اند ؛ حالا تو نامش را هر چه می خواهی بگذار ؛ ته لنجی یا کالای همراه ملوان . مهم این است که وقتی همین اندک نیز نباشد دیگر راهی برای امرار معاش نداری . باید کاری کنی تا عرق شرم در مقابل خانواده ات بر پیشانی ات نباشد .

دقیق یادم نمی آید چهارشنبه بود یا پنج شنبه . مریضی داشتم که برای مداوایش به اورژانس بیمارستان امیر رفته بودم . جوانی لاغر اندام با سری باند پیچی شده روی تختی افتاده بود و چند الگانس و تعدادی مامور نیروی انتظامی دور و برش بودند . کنجکاو شدم . ماجرا را که پرسیدم متوجه شدم جوان به دلیل داشتن بار در وانت نیسانش مورد شلیک تیر قرار گرفته بود ، از ناحیه سر ، آنهم توسط نیروی انتظامی . باورم نمیشد . باورم نمیشد که جرم داشتن چند عدد لباس و چند کارتن چای ، تیر خلاص است .

آهای نیروی انتظامی ! این برادر کشی نیست ؟

در این مملکت آنها که کانتینر کانتینر قاچاق می کنند هر روز راحت تر و آسوده تر زندگی می کنند اما یک جوان گناوه ای به دلیل داشتن چند تکه لباس و مقداری مواد غذایی باید کشته شود ؟ آهای برادر انتظامی ! برای متوقف کردنش راههای دیگری هم بود ؛ میتوانستی به لاستیک ماشینش بزنی . میدانی تا آخر عمر باید با عوارض این ضربه به سرش دست و پنجه نرم کند ؟

این چند روز به این فکر میکنم که آیا برای درآوردن یک لقمه نان باید کشته شوی ؟ حرفهای چندگانه احمدی نژاد و سخنگویش را شنیده ام . صدای احمدی نژاد در گوشم می پیچد : چه اشکالی دارد این مردم به جای شش بار ، دوازده بار به سفر بروند . و صدای الهام هم که همه این ها را تکذیب می کرد . با خود می گویم خر ما از کُرّه گی دم نداشت . ما به همان مجوز های زمان خاتمی قانعیم ، چیز دیگری نمی خواهیم .

لینک
پنجشنبه ٢٢ فروردین ،۱۳۸٧ - مسعود احمدزاده

   دلایل شکست   

 انتخابات مجلس هشتم برای بعضی از شهر ها از جمله حوزه انتخابیه ی بوشهر ، گناوه و دیلم تمام شد . در مطلبی که در زمان تبلیغات نوشتم بنا به مصلحت از نوشتن خیلی از حرفها پرهیز کردم تا حتی یک رای هم به ضرر کاندیدای اصلاح طلبان تیلیغ نکرده باشم و فقط به نوشتن جمله ی «قایدزاده کاندیدای حداقلی است» بسنده کردم . در این بین شکست قایدزاده کاندیدای اصلاح طلبان از جمله اتفاقاتی بود که برای همشهریانم سنگین بود و غیر قابل باور . بعد از این انتخابات طرفداران ایشان همچون انتخابات مجلس پنجم ( اگر اشتباه نکرده باشم ) پس از شکست قایدزاده به دنبال مقصر و دلایل شکستش از عواملی نام بردند که هیچ کدام به نظر اینجانب منطقی و پررنگ نبود ؛ دوستانم حضور سید کریم موسوی از منطقه گناوه را مهمترین علت شکست نام بردند اما هیچگاه با خود نگفتند که آیا میگلی تک و تنها از شهرستان بوشهر کاندید شده بود ؟ آنها حتی از خود نپرسیدند که چرا نامزد انتخاباتی ما نباید آنقدر قوی باشد که حضور هیچ کس نتواند موقعیتش را به خطر بیندازد ، مثل کدخداپور در دشتستان . همفکرانم باید به آرای پور فاطمی نگاهی بیندازند تا این بهانه که شمارش آرا در دست جناح مخالف بود ، حتی به ذهنشان خطور نکند .
اما من تنها عامل ناکامی دوباره ی قاید زاده را خود او میدانم ؛ آری خود او . ایشان از سوابقش ضربه خورد و گرنه هر اصلاح طلب گناوه ایِ دیگری اگر شرایط حمایتی قایدزاده را داشت اکنون حضورش در بهارستان قطعی بود .

 نقطه ی تاریک عملکرد قایدزاده دوران حضورش در آموزش و پرورش گناوه بود که دوست خوبم اکبر مولایی ، مجری برنامه های قایدزاده ، دانسته یا ندانسته از حضور در آموزش و پرورش گناوه به عنوان اولین سابقه ی مثبت خدمتی اش در هر سخنرانی تبلیغاتی نام می برد ؛ آنجا که ظلمش به همان هایی رسید که در تبلیغات انتخاباتی مجلس پنجم و هشتم بر علیه اش به پا خواستند و تبلیغات منفی برایش به راه انداختند تا ثابت کنند که کوه به کوه نمیرسد اما ... .

 به دست آوردن دل مخالفان قایدزاده کار سختی نبود اما غرور قایدزاده در هر دوره باعث شد تا خود او اجازه دهد که از یک سوراخ دو بار گزیده شود .

لینک
شنبه ۱٠ فروردین ،۱۳۸٧ - مسعود احمدزاده

   تحلیل انتخابات   

انتخابات به هر صورت به پایان رسید و بازی اصولگرایان به هم خورد . اصلاح طلبان با اراده ی مردم به آنچه که میخواستند که همان داشتن مجلس چند صدایی است رسیدند .
در این بین تحلیل های گوناگونی بسته به سلیقه و گرایش سیاسی فرد تحلیل کننده ، عرضه شد . نمونه ای از آن را که برگرفته از وبلاگ ابرام و به آدرس  http://rezaee.blogfa.com میباشد بدون هیچ دخل و تصرفی در زیر آورده ام تا نشان دهد که دوستان اصولگرا در این استان چگونه این انتخابات را تحلیل میکنند .

این مشتی است نمونه ی خروار

****************

حماسه ای دیگر

بالاخره انتخابات مجلس هشتم هم به پایان رسید. اصلا فکرش را نمی کردم مردم اینچنین به اصولگرایان اقبال مجدد نشان دهند و مدعیان اصلاحات را شکست دهند. نمی دانم این بار دوستان اصلاح طلب و اقتدارگرا چه جوابی برای حماسه ۲۴ اسفند دارند و برای این شکست سنگین چه بهانه ای خواهند آورد. بزرگان ستاد اصلاح طلبان اعلام کرده بودند که در همه حوزه ها امکان رقابت دارند و کروبی هم از نحوه برگزاری انتخابات ابراز رضایت کرده بود. مردم هم که آمدند... بگذریم، دیوار حاشا بلند است، بالاخره آقای خاتمی و دوستانش یک توجیهی می کنند. خیلی جالب است که خانم های اصولگرا با سابقه سیاسی کم، بیشتر از بزرگان دوم خردادی همچون مجید انصاری و اسحاق جهانگیری و... رای آوردند. بیچاره عارف یک چیزهایی می دانست که از اینها دل کند و انصراف داد. در رقابت نابرابری که آمریکا و اروپا و انگلیس مهمات سنگر اصلاح طلبان آمریکایی را تامین می کردند، نتیجه آن نشد که بیگانگان می خواستند. این آخر و عاقبت پشت کردن به اندیشه های امام، ارزش های انقلاب و باورها و اعتقادات ملت است. مردم یاران همراه آقای عزیز!!! را ضایع کردند. چرا؟ ...خدا کند که عزیز اصلی در انتخابات ریاست جمهوری دهم کاندیدا شود تا معلوم شود...

در استان هم وضعیت خوب بود. در حوزه انتخابیه بوشهر به عنوان مهمترین حوزه استان یک اصولگرای زیرک به مجلس راه یافت. آقای میگلی نژاد فردی بسیجی و ارزشی و البته پر رمز و راز و چند لایه است. ایشان در انتخابات ریاست جمهوری همراه احمدی نژاد بود و حتی هنگام سفر دکتر به بوشهر در ایام تبلیغات، به پیشواز ایشان در فرودگاه رفت. بسیاری از اصولگرایان بوشهر نیز ایشان را برگزیده بودند. میگلی با تجربه ای که دارد می تواند نماینده موفقی شود. ناگفته نماند که جای عطارزاده در این انتخابات خیلی خالی بود و اگر بازی اش می دادند، رقابت ها خیلی جذاب می شد.

در حوزه دشتستان یک اصلاح طلب عملگرا انتخاب شده است و امیدوارم این عملگرایی ایشان ادامه یابد و دنباله رو تندروهای دوم خردادی نباشد و امیدوارم دشتستان بهتر از گذشته شود و البته باندبازی هم نشود.

در دشتی و تنگستان باز هم سید پورفاطمی بر رقبا پیروز شد. همه می دانند که رای مردم به ایشان رای به مدعیان اصلاحات نبود بلکه رای به شخصیت سید و خانواده معظم ایشان و جد بزرگوارش بود آخر مردمان این دیار مردمی متدین و مومن هستند و البته نماینده دشتی یک اصلاح طلب اصولگرا است. یادم نمی رود که ایشان چندی پیش در مصاحبه ای با اعلام برائت از تندروها، خود را مقلد مقام عظمای ولایت معرفی کرده بود. گرچه پورفاطمی با تندروهای مجلس ششم همراه نبود و در تحصن ننگین هم شرکت نکرد و به کشور هم خیانت نکرد اما انتقادات ما به ایشان همچنان پابرجاست.

در حوزه دیر و کنگان دو اصولگرا و مستقل به فینال رسیدند. انشاالله که هر کدام منفعت بیشتری برای استان داشته باشند و هر کدام که ساده زیست تر و پاک تر است انتخاب شود و بنای جدایی عسلویه نگذارد.

مطلبی که این روزها ذهنم را مشغول کرده، عملکرد تاسف بار شورایی به نام جبهه متحد اصولگرایان در این استان بود که نتیجه ای جز بدنام کردن اصولگرایی نداشت. صادقانه بگویم این گروه کوچک که حضور برخی ها و عدم حضور خیلی ها در آن هنوز مایه تعجب و سئوال است، به هیچ وجه نماینده اصولگرایان نبود و تنها یک تابلو و چند اسم بود. نتیجه آن هم تنها ضربه به جریان اصولگرایی بود. تا کی برخی ها می خواهند با حرکات مستبدانه فرصت ها را هدر دهند. البته در به این روز رسیدن وضعیت اصولگرایان استان همه از جمله دولتی های خودرای و از خود متشکر بسته، برخی روحانیان و جمعی تازه از راه رسیده ها مقصرند، نمی دانم پاسخ آیندگان را چه خواهند داد؟ حیف... هر چند اصولگرایی بالنده تر از گذشته است اما اصولگرایان در این استان حال و روز خوشی ندارند.

نکته آخر هم اینکه عزیری اصلاح طلب، پارسال در مصاحبه ای نتیجه انتخابات امسال استان را اعلام کرده بود و حتی رای نامزدها را هم یکی یکی شمرده بود اما انگار پیشگویی ایشان اشتباه از آب در آمد و چنین نشد که ایشان فرموده بودند. پیشنهاد می کنم توضیح دهند.

انشاالله که مجلس هشتم بهتر از هفتم و در خدمت ملت باشد و به فرموده آقا راه را برای خدمت بیشتر دولت پرتلاش و خدمتگزار هموار کند و نمایندگان بوشهر در مجلس هشتم نیز برخلاف مجلس قبل دارای انسجام باشند.

لینک
سه‌شنبه ٢۸ اسفند ،۱۳۸٦ - مسعود احمدزاده

   ... و هشتمین   

به هم زدن بازی شاید محکم ترین جمله ای باشد که بتوان بوسیله اش مردم را به پای صندوق کشاند . در انتخاباتی که رد صلاحیت های گسترده تمام نا و توان را از اصلاح طلبان گرفته است حضور در پای صندوق های رای به گفته سید محمد خاتمی بازی آنها را به هم خواهد زد .

در حوزه بوشهر ، گناوه و دیلم اقبال به حسن قائدزاده رو کرده است ، او رقیب اصلاح طلب جدی ندارد و همه گروه های اصلاح طلب نیز به شکل متحد از او حمایت کرده اند ؛ چه خوب است که مردم هم با حضور خود راه را برای تکرار مجلس هفتمی دیگر ببندند هرچند که در تعریف من قائدزاده کاندیدی است حداقلی برای اصلاح طلبان .

من اما با همه اینها برایش تبلیغ خواهم کرد یا بهتر بگویم برای جریان اصلاح طلبی ؛ هرچند که شاید مجبور باشم در حوزه دیگری از این استان رای ام را برای اصلاح طلبی دیگر به نام علی کرمی به صندوق بیندازم اما چه فرقی می کند مهم به هم زدن بازی رقیب است و پیروزی اصلاح طلبان .

 پس رای خواهیم داد مظلومانه اما با نشاط .

لینک
یکشنبه ۱٩ اسفند ،۱۳۸٦ - مسعود احمدزاده

   نشان   

جمعه گذشته عبدالعزیز افتخاری که به عنوان کارشناس ورزشی به برنامه نشان دعوت شده بود تمام واقعیات فوتبال بوشهر را عیان ساخت تا دست خیلی ها رو شود . وی گَنده خَری بازیکن و مربی را عامل اصلی عدم نتیجه گیری شاهین دانست . افتخاری در این برنامه از باند بازی ، تبعیض و عدم مدیریت به عنوان علت سقوط فوتبال در این استان نام برد. حیف که وقت این برنامه مجال نداد که او همه واقعیات فوتبال این استان را عیان سازد . 
لینک
سه‌شنبه ۳٠ بهمن ،۱۳۸٦ - مسعود احمدزاده

   دندان لق را بايد کشيد   

مثل کمیته انتقالی فوتبال است این شورای شهر ما . شنیدن نامش هم سوهانی است بر ذهن مردم . گاهی فکر می کنم که شاید اجرای همین قسمت فراموش شده ی قانون اساسی بزرگترین اشتباه خاتمی بود و گاهی هم بر عکس ، به این نتیجه می رسم که شاید ما ظرفیتش را نداشته ایم و یا لیاقتش را ، هنوز .

آنگاه که قسمتی از وجود آدمی نه تنها کاری از پيش نمی برد ، بلکه باعث درد و رنج و آزردگی خاطرش نیز می شود ، تنها را مداواست . اما این شورا به هیچ عضو آدمی شبیه نیست به غیر از دندان ، که دردش آن چنان است که تحملش سخت و تنها به دندانی شبیه که راه علاجش کشیدن است . کاش یکی پیدا می شد و این شورا را ... .

لینک
یکشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸٦ - مسعود احمدزاده