صُبِ افـتو زده ای یار ، وَری راس آوو / عالـم آویـدنـه بیدار، وَری راس آوو / می چقه یاوو بخوسی که بیاین ری سَـرِت / تا نـَبـُردِنـتِ سَرِ دار ، وَری راس آوو گـنـــــا وه ی مـــــا



   بهار   

سرخ آویده ، سوز آویده ، صحرا چه قشنگِ

اُمسال نمی پاره ، بهار همه رنگِ

(ایرج شمسی زاده)

لینک
سه‌شنبه ٢٩ اسفند ،۱۳۸٥ - مسعود احمدزاده

   فرهنگ بومی   

ما معمولا نیمه خالی لیوان را می بینیم مثلاً به نمایشگر شماره تلفن میگوییم مزاحم گیر . در این نوشته نیز قصد داریم نیمه خالی لیوانی را ببینیم که به هیچ وجه نباید خالی باشد گر چه چشم خود را بر نیمه نه چندان پر لیوان نمی بندیم .

به این اسامی خوب دقت کنید : جماران , تختی , سعدی , حافظ , فردوسی , چمران , جمهوری اسلامی , ابوذر غفاری و ... . نمیدانم با خواندن این نام های با ارزش چه چیز در ذهن شما تداعی می شود اما این ها اسامی خیابان های شهری است با قدمت چند صد ساله به نام گناوه . وقتی شهری دارای چنین تمدنی است به راحتی میتوان نامهای بومی بسیاری برای کوچه ها و خیابان های آن در نظر گرفت همچنان که نام آیت اله بحرانی بر روی تابلوی یک خیابان و همچنین نام خلیج فارس  مایه مباهات و غرور است , اما این پرسش در ذهن تداعی میشود که شاهزاده سلیمان بن علی ( امامزاده ) به اندازه یک خیابان حق بر گردن این شهر ندارد و بهتر نبود نام مبارک امام حسین(ع) را بر روی خیابان دیگری در نقطه دیگری از شهر گذاشت ؟ آیا بی بی مریم در تاریخ این شهر جایی ندارد یا نام ابو سعید گناوه ای را فقط باید در کتاب ها خواند ؟ نمی دانم کدام دبیر تاریخ در شورای نام گذاری حضور دارد که از ثمره ی حضورش هیچ چیز از تاریخ این شهر بر نام خیابان هایش دیده نمی شود . آیا تا به حال از یک استاد ادبیات محلی در این جلسه دعوت شده است ؟ مطمئناً نه . چون در صورت مثبت بودن جواب اثری از اسامی بومی بر روی یک تابلو ی آبی رنگ دیده می شد . نمی دانم بر اساس کدام دلیل و برهان به خاطر وجود تعاونی جماران در یک خیابان تابلویش منقش به نام جماران می شود . اگر این دلیل آنقدر قوی است پس به اطلاعتان می رسانم که در این شهر تعاونی لنجداران , صیادان , پانزده خرداد , نجاران , آهنگران و ... هم وجود دارد .

کار به همین جا ختم نمی شود به جز نامها , اخیراً مجسمه هایی با مضامینی که هیچ منافاتی با فرهنگ اصیل این شهر ندارد و ساخت آنها با هزینه ای هنگفت و به دست سازندگان غیر بومی انجام گرفته است بر وسط چهار راه های شهر خودنمایی می کند در حالیکه این شهر هم منبع نمادهای بومی است و هم مجسمه ساز زبر دست دارد . البته تعدادی از این نمادهای بومی در بعضی قسمتهای شهر نصب شده اند که جای تشکر دارد ؛ مثلاً سه ستونی که در زیر لنجی در ورودی شهر قرار گرفته است ذهن هر تازه واردی را نه تنها به اعماق دریا که به بیکرانه اقیانوس سوق می دهد ؛ یا تناسب کشتی با ستون زیر آن در کنار پارک مثلثی هر بیننده ای را به وجد می آورد و یا مرد ماهیگیری که تورش را با ریسمان ساخته بودند و بعد از یک سال , تمام ماهی های صید شده اش از دستش رفت .

گاهی چنان برای تبلیغ ارزش ها ضد تبلیغ می کنیم که هیچ دشمنی توانایی انجام این کار را با این دقت ندارد . برداشتن مجسمه ناخدا در وسط چهار راه ناخدا حمزه ( که مسولان دوست دارند آن را ناخدا بنامند ) و قرار دادن مجسمه یک پاسدار( که نه تنها ارزشی به ارزش ها نیفزود بلکه تاثیر منفی فراوانی نیز داشت ) از آن شاهکار هاست که ننگ آن تا همیشه برای شهرداری و شورای شهر خواهد ماند .

نمی دانم چه راه های دیگری برای اشاعه فرهنگ مان در اختیار داریم که از همین ابزار هایی که در دست خودمان هست هم به راحتی می گذریم .

گویند حرمت امامزاده را متولی آن نگه می دارد .

لینک
دوشنبه ٢۱ اسفند ،۱۳۸٥ - مسعود احمدزاده