صُبِ افـتو زده ای یار ، وَری راس آوو / عالـم آویـدنـه بیدار، وَری راس آوو / می چقه یاوو بخوسی که بیاین ری سَـرِت / تا نـَبـُردِنـتِ سَرِ دار ، وَری راس آوو گـنـــــا وه ی مـــــا



   هک و فيلتر ، با سوادی و بی سوادی   

اي بيسوادها من آن را هک کردم نه فيلتر شده ای داد ای بيداد شما که از اينترنت و فنون آشنا نيستيد چرا وبلاگ می نويسيد .

زنبورک

**********************

مسعود ، دوست از سال های دور من است اما این نوشته ای است نه از سر دوستی بل حکایتی است درددلانه از "فعلی" نه چندان بخردانه.
نوشته ای و خندیده ای و "شعر؟!" گفته ای که: "ای بی سوادها" من نمی دانم که سواد چیست و اصلن از کجا می آید اما می دانم که آقای احمدزاده مهندس "عمران"اند ، و تخصص شما را نمی دانم چیست هر چه که باشد نمی تواند دلیل برتری شما باشد بر ایشان.
ایشان قرار است از "عمران " بداند و کسی توقع نداشته بداند "علم کامپیوتر" چیست؟ و تا آن جایی هم که من اطلاع دارم دنبال دانستن این نیز نبوده اند؛ به روز بودن در علم چیز دیگری است و مقوله ای دیگر؛ روزی که رفتیم و تحقیق کردیم و مسلم شد که ایشان از عمران نمی داند آن وقت حرف شما می تواند صحیح باشد آری می تواند؛ تا یادم نرفته بادآوری کنم که "عمران" هم گرایش های متفاوتی دارد و به طبع هر فردی می تواند در یکی از این متفاوت ها "باسواد" شود و حتا بهتر هم همین است.

نوشته ای " شما که از [با] اینترنت و فنون آن آشنا نیستید چرا وبلاگ می نویسید" من از این گفته بسیار متعجب شدم چون قبلن اصلن این را نمی دانستم؛ واقعن نمی دانستم که اول می بایست این ها را یاد گرفت و بعد...
هک يک چيز است و «فیلتر» يک چيز ديگراما انتهای هر دو آن ها به یک "چاله" می ریزد. من می دانم که این نشریه هک شده اما آیا اگر فیلتر هم می شد با چیزی که الان هست تفاوتی داشت؟ خودت انصاف بده داشت؟ شاید تنها تفاوت آن این بود که اگرفیلتر می شد با فیلترشکن امکان دست یابی به آن میسر بود.
نکته آخر این که تو مسعود را می شناسی و بچه های نشریه ی سیاسی را هم می شناسی ولی آن ها تو را نمی شناسند این خیلی بد است و بسیار " ناجوانمردانه" خودت هم از خودت پنهان شده ای آن ها آدم های پردل و جراتی هستند و همیشه در کنار خطر ؛ دیگران اما از از دور دست می زنند.

نوشته های من جوابی است بر آقای « زنبورک»

حسین جلال پور

**********************

نتیجه گیری

دوست خوبم جناب زنبورک ! در بی سوادی من شک نکن . من هنوز هم نه فرق هک و فیلتر را میدانم و نه فرق خیلی چیز های دیگر را ؛ من اما یک کلمه را خوب معنی می کنم و آن آزادی بیان است و به خود این اجازه را نمی دهم که این حق را از کسانی بگیرم که هدف شان را خود خوب می دانی .

من به دلیل سواد کمم فقط می توانم حدس بزنم که شما هنر والایی دارید و آن خفه کردن آزادی بیان است . اما نمی دانم این هنر را چگونه تشویق می کنند که تشویقت کنم در این کار . چه کنم بی سوادی بد دردی است .

از آقای جلال پور هم به خاطر محبت شان ممنونم .

مسعود احمدزاده

لینک
یکشنبه ٢٧ خرداد ،۱۳۸٦ - مسعود احمدزاده

   بودن يا نبودن   

تعدادمان زیاد شده است ؛ کاش به تعداد چوب هایی شویم که پسران پیرمرد نتوانستند بشکنندشان . همشهریان وبلاگ نویس را می گویم . هر کس دغدغه هایش را اینجا خالی می کند شاید . دوستان یکی یکی می آیند . اتفاق خوبی است . حتی فیلترینگ هم جلو دار نیست . همه باید باشند و هر کس به سلیقه خود . امروز حسین جلال پور هم آمد . او که شاعر است از شعر می نویسد تا شعرش هوای اینجا را تازه کند و آمد که حرف بزند و بگوید که او هم هست .

http://manharfmizanam.persianblog.ir 

فردا نوبت توست که بیایی و بنویسی از هر چه که دوست داری ، بودن مهم است اینجا .

باید باشیم هر چند به اندازه ی یک روزن و بخوانیم برای دیگر همشهریان مان که :

صُبِ اَفتو زده ای یار ، وَری راس آوو

لینک
چهارشنبه ۱٦ خرداد ،۱۳۸٦ - مسعود احمدزاده

   تاخير در انتخاب   

دیدی مثبت یا منفی به یک عمل داشتن بستگی به عوامل دارد و به بیننده . حال مانده ام به این همه تاخیر در انتخاب شهردار به چه دیدی بنگرم ؟ از یک سو می توان دقت در انتخاب را باعث تاخیر دانست و با دیدی مثبت به قضیه نگاه کرد اما از سوی دیگر با شنیدن نامهایی که انسان را به تفکر در موردشان وا می دارد ،  نمی توان به این جریان دیدی منفی نداشت .

حال با وجود اینکه انتخاب شهردار گناوه از انتخاب شهردار کلان شهری مثل تهران نیز بیشتر به طول انجامیده است سکوت اختیار می کنم تا نگویند از همین اول و قبل از هر اتفاقی شمشیر را از رو بسته است هر چند این مسئله تاخیر بیش از حدش باعث انتخابی ناصواب خواهد شد چون هم فشار روانی بیشتری بر شورا وارد خواهد شد هم تشخیص خوب از بد ، سخت .

 فقط خواهش می کنم دست از خود خواهی بردارید و با دیدی باز ، شهرداری انتخاب کنید که با آمدنش پیشرفت حاصل شود و آبادانی .

لینک
شنبه ۱٢ خرداد ،۱۳۸٦ - مسعود احمدزاده

   فيلتر شدن نشريه ی سياسی بندر گناوه   

... و آنگاه که نتوانیم تحمل کنیم دست به همه کار می زنیم . آنروز که خاتمی آمد تا تحمل کردن را به ما یاد بدهد و یاد دهد که آزادی بیان چیست ، نمی دانستم اینقدر تحمل مان پایین است که نتوانیم حتی یک وبلاگ را که نویسندگانش آنقدر جرات دارند که نامشان را پنهان نمی کنند ، تحمل کنیم . اما اتفاقی که نباید می افتاد ، به وقوع پیوست و وبلاگی که هدفش بیان حقیقت و شفاف سازی بود در دهمین سالگرد دوم خرداد فیلتر شد .

فیلتر کردن شاید آخرین سلاح افرادی باشد که نمی توانند تحمل یک حرف را داشته باشند . اینها فکرشان تا آنجا کوتاهست که نمی دانند با فیلتر این وبلاگ ، چه بسا وبلاگ های متعدد دیگری قد علم کنند و راهی باشند جهت تنویر افکار عمومی .

نشریه ی سیاسی بندر گناوه فیلتر شد ؛ اما اینجانب از همین جا وبلاگ گناوه ی ما راخانه ی دوم  یکایک نویسندگان وبلاگ نشریه ی سیاسی بندر گناوه معرفی می کنم و دست یکایک آنها را جهت نوشتن در این وبلاگ به گرمی می فشارم .

به امید به روز شدن مجدد این نشریه .

لینک
جمعه ٤ خرداد ،۱۳۸٦ - مسعود احمدزاده