صُبِ افـتو زده ای یار ، وَری راس آوو / عالـم آویـدنـه بیدار، وَری راس آوو / می چقه یاوو بخوسی که بیاین ری سَـرِت / تا نـَبـُردِنـتِ سَرِ دار ، وَری راس آوو شهردار شهر من - گـنـــــا وه ی مـــــا



   شهردار شهر من   

از آنروز که تاریخ شهرم را برایمان مصوّر می کرد و از روزی که جغرافیایش را برایمان شرح می داد سالها گذشته است . از ایّامی که نظم را به ما تعلیم می داد و می آموخت که در یک اجتماع چگونه باید زیست نیز روزگاری گذشته است . او ابتدا یک کلاس و بعد ها یک دبیرستان را به نحو احسن مدیریت و هدایت می کرد و اکنون که نوبت به مدیریت شهری اش رسیده است برایش آرزومند بیشترین موفقیت ها هستم .

بله ، صحبت از سید علی حسینی است که حق استادیش بر من بسیار است و همیشه پیشرفتش را آرزو کرده ام . او اکنون شهردار شهر من است . از دست من هر کمکی که بر آید دریغ نخواهم کرد اما برای موفقیتش هر نکته ای هر چند ریز را بیان خواهم کرد تا حق شاگردی را ادا کرده باشم هر چند اندک ؛ گرچه در آن اندازه ها نیستم .

تنها خواهشم از استادم این است که دست مافیای قدرت را از شهرداری این شهر قطع نماید و آرزو دارم حضورش پایانی باشد بر تغییر هر روزه ی نقشه ی جامع این شهر با چند برگه هزار تومانی .

لینک
پنجشنبه ۱۱ امرداد ،۱۳۸٦ - مسعود احمدزاده