صُبِ افـتو زده ای یار ، وَری راس آوو / عالـم آویـدنـه بیدار، وَری راس آوو / می چقه یاوو بخوسی که بیاین ری سَـرِت / تا نـَبـُردِنـتِ سَرِ دار ، وَری راس آوو بخشش - گـنـــــا وه ی مـــــا



   بخشش   

سلام آقای شهردار .

نمی دانم من را میشناسی یا نه ؟

شاید من را فراموش کرده باشی ، مآ آ آ‌‌ آ آ آ .

آن روز که من را گرفتی و عقب وانت انداختی خیلی از تو ناراحت شدم .  اصلا حدس نمی زدم باعث برکناری تو ، من باشم . مش حسن که صاحب من است رفت به شورا و آنجا خواستند که جریمه ۷۰۰۰۰ تومانی من را ببخشی اما تو فقط ۵۰۰۰۰ تومان را بخشیدی . مآ آ آ‌‌ آ آ آ . آن نفر شورا هم از تو ناراحت شد و همه جا گفت که چون من را جریمه کرده ای ، اخراجش می کنیم و اخراجت کردند .

من حالا عذاب وجدان دارم و می خواستم من را ببخشی چون من برایت درد سر درست کردم . من فکرش را هم نمی کردم محکمترین دلیل شورا برای اخراجت من باشم . مآ آ آ‌‌ آ آ آ .

امیدوارم من را ببخشی . مآ آ آ‌‌ آ آ آ .

قربانت

گاو مش حسن

لینک
سه‌شنبه ٢٠ آذر ،۱۳۸٦ - مسعود احمدزاده