صُبِ افـتو زده ای یار ، وَری راس آوو / عالـم آویـدنـه بیدار، وَری راس آوو / می چقه یاوو بخوسی که بیاین ری سَـرِت / تا نـَبـُردِنـتِ سَرِ دار ، وَری راس آوو آن مرد رفت - گـنـــــا وه ی مـــــا



   آن مرد رفت   

در ایران انسانهایی که در تاریخ ماندگار شده اند ، فراوانند . ماندگاری را می توان به شکل های گوناگون به دست آورد .

 یکی به سیوند آب می اندازد تا اگر قرن ها بعد ، آیندگان کتیبه ای از زیر آب به دست آوردند به این مهم پی ببرند که ایرانیان تمدن شان تا بدانجا پیشرفت کرده بود که در زیر آب هم زندگی می کرده اند و این یعنی هم خدمت به فرهنگ و تمدن و هم ماندگاری در تاریخ .

و دیگری که شهرش از آثار تاریخی محروم بود ؛ به شکل دیگری برای ماندگاری و خدمت ، سدِ سنگی می سازد ولی در مقابل دریا ؛ با این تفاوت که اوّلی تمام کارشناسی اش را برای سالها ماندن کتیبه ها در زیر آب کرده ولی دوّمی در دفترفنی اداره اش شاید حتی ندانند محاسبه یعنی چه که نتیجه اش تخرب دیوار سنگی بوسیله امواج بود . اما این مهم نیست ، مهم خدمتی است که او به شهر کرد و آثاری که تا همیشه در کنار دریا بر جا خواهد ماند .

او از سمَتش کنار رفت و برای همیشه در تاریخ این شهر ماندگار شد ولی هنوز نتوانسته ام به این نتیجه برسم که ماندگاری اش برای آثارش بود یا برای ادبیات منحصر به فردش ؟

لینک
سه‌شنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - مسعود احمدزاده