ترفندهای جمع آوری آرا

 گر چه چندی از انتخابات گذشته است اما خواندن آنچه بر انتخابات گناوه گذشت خالی از لطف نیست :

 از آن روز که صدای گریه ی طرفداران یک نامزد انتخاباتی برای شکست نامزد مورد نظرشان در حسینیه ی امامزاده ی گناوه پیچید سالیان سال میگذرد . گریه ی آن روز آنقدر پاک و بی ریا بود که حتی در گوش منی که سن و سال زیادی نداشتم ماندگار شد . آن سالها طرفداران یک کاندید انتخاباتی تمام هم و غمشان نشستن بدون حرف و حدیث نامزد مورد نظر برکرسی مسولیّت بود و خود کاندید هم رفتن با انگ را به هیچ وجه نمی خواست .

 سالها گذشت تا زمان انتخابات دوره سوم شورای اسلامی شهر و روستا فرا رسید . سالها گذشته بود و بالطبع نامزدها و طرفدارانشان جهت برنده شدن در انتخابات به روشهای جدید تر و متنوع تری دست می زدند و هر کس به یک راه جذب رای می نمود .

 در این میان یکی آنقدر خوش سلیه بود که برای تمام تیمهای فوتسال شرکت کننده در مسابقات یک دست پیراهن ورزشی خرید . دوازده پیراهن با رنگین کمانی از رنگها ..... چه جالب !!

 دیگری پرشیای نقره ای رنگش را جلوی درب مسجد روستایش ( که شعبه اخذ رای بود ) پارک کرده بود و با زدن چراغ نور بالای اتومبیلش ، رای دهندگان را قبل از ورود به شعبه ، به داخل اتومبیل دعوت میکرد . قرار دادن یک جلد قرآن کریم بر روی داشبورد و گذاشتن دست رای دهنده بر روی آن و قسم دادن او ، تمام هنر صاحب اتومبیل جهت بالا بردن آرای برادرش بود !!

 در این میان نامزدی ، شأن نمایندگی را تا به حدی پایین آورده بود که خودش روز رای گیری به درب حوزه های اخذ رای مراجعه میکرد و با ایما و اشاره درخواست رای می نمود .... و چه خاضعانه !!

 آن یکی که رفتن خود به شورای گناوه را ٪۱۰۰ میدانست به جاهای بالاتری فکر میکرد ، مثلاً : گشویی !!

 نامزدی دیگر اقتصادش آنقدر قوی بود که دربست کردن چند وانت نیسان جهت نقل و انتقال کارگران روزمزد غیر بومی از مرکز شهر به شعبه های اخذ رای را به صرفه می دانست . او حتی نرخ هر رای را به چهار تا پنج هزار تومان افزایش داد .

 نفر بعد ، اتفاقاً فرهنگی هم بود ؛ او کار خاصی نکرد ، فقط با شاگردانش هماهنگ کرد تا بعد از سخنرانی او در یک جلسه ی تبلیغاتی همه با هم جلسه را ترک کنند تا کسی شنونده حرفهای نامزدهای بعد از او نباشد .

 ... و خدا را شکر که از کارت اینترنت ، خودکار ، تقویم و پوستر چند میلیونی خبری نبود .

 اما در این عرصه کسانی هم بودند که شعارها و عملکرد تبلیغاتی شان با هم یکی بود و با صداقت کامل پا به صحنه انتخابات نهاده بودند و هر کدام بزرگترین خصیصه اش را به رخ حریفان میکشید ؛ یکی عدالت خواهی اش ، دیگری صداقتش و آن یکی رک گویی اش را .

 هرچه بود این انتخابات به پایان رسید و منتخبان گناوه تا چند ماه دیگر در شورای شهر وروستاهای اطراف شروع به کار خواهند کرد . امیدواریم فکر و ذکرشان حل کردن مشکلات مردم باشد وعمل کردن به شعارهای انتخاباتی شان و نه مسائل حاشیه ای .

/ 6 نظر / 21 بازدید
احمد جعفری

با سلام جنابعالی هنوز جرات نداری اسمتو هويدا کنی ميخوای شهر متحول کنی

آذر

سلام من شما رو لينک می کنم اگه دوست داشتين شما هم... موفق باشيد يا حق

علی کرم نیرم

سلام جناب اقای احمدزاده ورود شما را به جمع وبلاگ نویسان تبریک عرض نموده و برای شما ارزوی موفقیت دارم من هم شما را لینک کردم

الياس احمد حسيني

سلام .استاد احمد زاده خسته نباشيد .از اين که شما را در جمع وبلاگ نويسان می بينم خوشحالم . فقط اميد وارم که پشتکار داشته باشی و مرتب به روز باشی.شما را لينک .... موفق باشيد.

م

سلام مثل همیشه جالب بود ... و سال دیگر, وقتی بهار با آسمان پشت پنجره همخوابه می شود و در تنش فوران می کنند فواره های شبز ساقه های سبکبار شکوفه خواهد داد ای یار,ای یگانه ترین یار ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد... ....................... بوی خون بوی ظلمت بوی خدا