فيلتر شدن نشريه ی سياسی بندر گناوه

... و آنگاه که نتوانیم تحمل کنیم دست به همه کار می زنیم . آنروز که خاتمی آمد تا تحمل کردن را به ما یاد بدهد و یاد دهد که آزادی بیان چیست ، نمی دانستم اینقدر تحمل مان پایین است که نتوانیم حتی یک وبلاگ را که نویسندگانش آنقدر جرات دارند که نامشان را پنهان نمی کنند ، تحمل کنیم . اما اتفاقی که نباید می افتاد ، به وقوع پیوست و وبلاگی که هدفش بیان حقیقت و شفاف سازی بود در دهمین سالگرد دوم خرداد فیلتر شد .

فیلتر کردن شاید آخرین سلاح افرادی باشد که نمی توانند تحمل یک حرف را داشته باشند . اینها فکرشان تا آنجا کوتاهست که نمی دانند با فیلتر این وبلاگ ، چه بسا وبلاگ های متعدد دیگری قد علم کنند و راهی باشند جهت تنویر افکار عمومی .

نشریه ی سیاسی بندر گناوه فیلتر شد ؛ اما اینجانب از همین جا وبلاگ گناوه ی ما راخانه ی دوم  یکایک نویسندگان وبلاگ نشریه ی سیاسی بندر گناوه معرفی می کنم و دست یکایک آنها را جهت نوشتن در این وبلاگ به گرمی می فشارم .

به امید به روز شدن مجدد این نشریه .

/ 22 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عاليه

با سلام خدمت شما کوچک نفسی ميفرماييد لطف داريد شما در ضمن بابت لينک ممنونم منهم جبران کردم در مورد ترجمه نميدونستم که قابل ترجمه باشه اينا نوشته های خودمه زبان عربی را تا حدودی ميدانم چشم ترجمه ميکنم اگر تو در روحم دميده ای پس طول زندگی درونم باش ای که از روحت به روحم دميده ای ای که عشق را با وجودت به من ارزانی داشته ای وآرامش را در دلم ساکن کرده ای وای آنکه ذکر تو شیرینترین ذکر من است ای اشکهايم جاری شدن را از ياد مبريد همانا جاری شدنتان از جام چشمانم همانند شراب بهشت ماند آنگاه که قطره های اشک جاری شود از چشمانم احساس راحتی دارم انگار که همه ی پليديهای روحم را با خود می زدايند و لوح دلم را پاک ميکنند و روحم را زلال گردانند در ضمن وبلاگ ديگری دارم بنام (تلی مشکی ) دوست دارم تشريف بياوريد ونظرتان را بگوييد خوشحال ميشوم

سکينه

سلام اينم وبلاگ ديگرم اميدوارم ببينيد ضمنا لينک شما اينجا هم گذاشتم موفق باشيد

حسين

خفاشان جرئت رويارويی با خورشيد درشان نيست حاجی!

ا

به خذاکرم خدری که همه جا نوشته... بگو تو و دارودستت تو شهر ...ديد هنوزم بست نيست؟

هه

آخه بی سوادها اين سايت و من هک کردم نه فيلتر شده هه هه هه هه هه هه هه ای گاو چرونها هه هه هه

بی سواد جون تو چته گاو چرونم تو چته تو که فرق نمی دونی حک را با فيلتر تو چته آی درب داغون تو چته ای بی سواد جون تو چته بيکار و حيرون تو چته ب ی فکر شيطون تو چته هيچی ندون جان و چته

زنبورک

اي بيسوادها من آن را هک کردم نه فيلتر شده ای داد ای بيداد شما که از اينترنت و فنون آشنا نيستيد چرا وبلاگ می نويسيد

حسین جلال پور

مسعود دوست, از سال های دور من است اما این نوشته ای است نه از سر دوستی یل حکایتی است درددلانه از "فعلی" نه چندان بخردانه. نوشته ای و خندیده ای و "شعر؟!" گفته ای که: "ای بی سوادها" من نمی دانم که سواد چیست و اصلن از کجا می آید اما می دانم که آقای احمدزاده مهندس "عمران"اند ، و تخصص شما را نمی دانم چیست هر چه که باشد نمی تواند دلیل برتری شما باشد بر ایشان. ایشان قرار است از "عمران " بداند و کسی توقع نداشته بداند "علم کامپیوتر" چیست؟ و تا آن جایی هم که من اطلاع دارم دنبال دانستن این نیز نبوده اند؛ به روز بودن در علم چیز دیگری است و مقوله ای دیگر؛ روزی که رفتیم و تحقیق کردیم و مسلم شد که ایشان از عمران نمی داند آن وقت حرف شما می تواند صحیح باشد آری می تواند؛ تا یادم نرفته بادآوری کنم که "عمران" هم گرایش های متفاوتی دارد و به طبع هر فردی می تواند در یکی از این متفاوت ها "باسواد" شود و حتا بهتر هم همین است.

حسین جلال پور

نوشته ای " شما که از [با] اینترنت و فنون آن آشنا نیستید چرا وبلاگ می نویسید" من از این گفته بسیار متعجب شدم چون قبلن اصلن این را نمی دانستم؛ واقعن نمی دانستم که اول می بایست این ها را یاد گرفت و بعد... هک يک چيز است و «فیلتر» يک چيز ديگراما انتهای هر دو آن ها به یک "چاله" می ریزد. من می دانم که این نشریه هک شده اما آیا اگر فیلتر هم می شد با چیزی که الان هست تفاوتی داشت؟ خودت انصاف بده داشت؟ شاید تنها تفاوت آن این بود که اگرفیلتر می شد با فیلترشکن امکان دست یابی به آن میسر بود. نکته آخر این که تو مسعود را می شناسی و بچه های نشریه ی سیاسی را هم می شناسی ولی آن ها تو را نمی شناسند این خیلی بد است و بسیار " ناجوانمردانه" خودت هم از خودت پنهان شده ای آن ها آدم های پردل و جراتی هستند وهمیشه در کنار خطر ؛ دیگران اما از از دور دست می زنند.

حسین جلال پور

نوشته های من جوابی است بر آقای « زنبورک» و بدون نام و هه